sokhany1383@yahoo.com
انتخاب اکبر هاشمي رفسنجاني، مجتهد سياستمداري که در همه مقاطع انقلاب اسلامي، جزو کليديترين شخصيتهاي نظام به شمار ميرفته و ميرود و امروز بيش از هميشه به مخالفان او اثبات شده که توان دور زدن او و آرا و انديشههاي وي را ندارند و در گذر از شاهراه انقلاب اسلامي، نميتوانند وجود و حضور عمارت بلند و پر قدمتي به نام هاشمي را ناديده بگيرند، به ويژه با پيشزمينه سياسي که براي اين انتخاب، برخي آگاهانه و برخي ناآگاهانه ايجاد کرده بودند، پيامهاي فراواني با خود به همراه داشته است:
1ـ اين که اعضاي مجلس خبرگان رهبري به رغم فشارها و فضاسازيهاي فراواني که در راستاي تخريب وجهه اين شخصيت ارزشمند و مورد اعتماد کمنظير حضرت امام (ره) در ماههاي اخير در صحنه سياسي کشور، ايجاد شده بود، او را به رياست عاليترين مجلس نظام که وظيفه خطير تعيين رهبري و نظارت بر تداوم شرايط رهبري را داراست، برگزيدند، نشان اين موضوع اميدوار کننده بود که به رغم خواست و اراده برخي جريانهاي سياسي که رندانه ميکوشند حتي مجلس خبرگان رهبري را که مجلسي متشکل از چهرههاي بزرگ و معنوي و علمايي مشهور، متّقي و مبرّز است، هم وارد بازيهاي بيسرانجام سياسي کنند، در مقاصد خود ناکام ماندند و علماي اين مجلس عظيمالشأن نشان دادند که در تصميمات خود، چيزي جز مصالح اسلام و نظام و مردم را در نظر نميگيرند.
2ـ اين انتخاب در کنار رأي قاطع و معنيدار مردم تهران در انتخابات خبرگان به هاشمي رفسنجاني، تداعيگر اين بود که اين عالم هوشمند و دانا و زيرک، همچنان هم در عرصه حوزههاي علميه و هم در بين توده مردم، مقبوليت قابل توجّه و ارزشمندي دارد که حتما وي شکرگزار اين مقبوليت کمنظير دوجانبه است و خواهد بود و از آن براي تقويت انقلاب اسلامي همانند بيش از پنج دهه گذشته بهره خواهد گرفت.
3ـ انتخاب هاشمي رفسنجاني، به رغم وجود علماي کهن و پر ريشهاي که در مباحث فقهي، جزو برجستهترين علماي معاصر هستند، نشان داد اين بزرگواران (همچنان که حضرت امام خميني (ره) در پيامي که به «منشور روحانيت» مشهور شد، اشاره فرموده بودند) اجتهاد رايج حوزوي و تسلط صرف بر فقه اسلامي را براي هر مجتهدي، به ويژه كسي که بايد در عرصههاي اجرايي و حکومتداري وارد شود ـ هرچند صد در صد لازم ميدانند ـ ولي کافي نميدانند و همچنان که آن قائد عظيمالقدر راحل، قريب به مضمون نوشته بودند، تسلط بر سياستهاي جهاني و آشنايي با ترفندها و توطئههاي استکباري و اشراف بر اردوي دشمن و آشنايي با مسائل بينالمللي، بخشي از مشخصههايي است که در اطلاق لفظ «امجتهد» بر علما در دوره حا کميت اسلامي، بايد مورد نظر باشد.
4ـ وجود اختلافنظر و برداشت در مسائل گوناگون و مواردي که به اصول اسلام و نظام برنميگردد، نه تنها امري طبيعي، بلکه ارزشمند است و نشان پويايي و تحرک فکري و ذهني است که در تمام مجالس و به ويژه مجلس خبرگان رهبري که مجلسي آکنده از علمايي صاحبنظر و دانا و انديشمند است، نه تنها ناميدکننده نيست که بسيار اميدوارکننده است.
5ـ مقايسه آراي هاشمي رفسنجاني در انتخاب به عنوان نائب رئيس اول و انتخاب به عنوان رئيس مجلس خبرگان، مقايسهاي اشتباه و ناشي از بيتوجهي به شئون اين دو جايگاه است. در زمان حيات عالم و عارف انقلابي مرحوم حضرت آيتالله مشکيني (ره) به دليل سابقه علمي و حوزوي و فقهي (که در بيان متواضعانه خود آيتالله هاشمي رفسنجاني هم در سخنان آغازين اجلاسيه خبرگان با بيان نسبت شاگرد و استادي در مباحث اخلاقي بين وي و آن مرحوم، موج ميزد) آن مرحوم داراي جايگاه ويژهاي بودند که هم از نظر سنّي و هم از نظر فقهي، او را از ديگران متمايز ميکرد. در عين حال، نظر درست وصائب قريب به اتّفاق اعضاي محترم مجلس خبرگان رهبري نيز اين بود که فقاهت و بعد اخلاقي و معنوي قوي وي در کنار درايت و سياست و اشراف هاشمي رفسنجاني بر مسائل داخلي و خارجي، ميتوانست ترکيبي آرماني براي هيئت رئيسه خبرگان باشد، در حالي که هماکنون بحث اجتماع اين دو ويژگي در وجود هاشمي مطرح بود و بديهي است که در اين عرصه، ديدگاهها متفاوت باشد؛ مثلا کساني که از نظر فقهي قدمت و ثبات بيشتري در حوزهها داشتهاند و فقاهت آنان و اجتهاد فقهيشان پيش و بيش از هاشمي مطرح بوده است، در اين باره ديدگاههاي ديگري، آن هم کاملا در فضايي سالم و به دور از هواي نفس و حبّ مقام، داشته باشند. با وجود اين، بايد به اين نکته اشاره کرد که تأييد و ترجيح هاشمي بر ديگران در اين عرصه نيز افتخاري بزرگ براي او به شمار ميرود و جايگاه رفيع او را در عرصه سياست، همدوش با حوزه فقاهت قرار ميدهد؛ نکتهاي که بسياري در همدوشي آنان با هم در سه دهه گذشته شايد دچار ترديد بودند، در حالي که به نظر ميرسد فربهترين پيام اين انتخاب ميتواند اين نکته باشد.

6ـ آنچه مسلّم است، اين که به رغم همه ترفندها و تبليغات مسموم بيگانگان و گاهي شياطيني که نه به هاشمي ارادتي دارند و نه به ولايت فقيه اعتقادي، رابطه رهبر معظّم و خردمند و مدبّر انقلاب حضرت آيتالله خامنهاي با ذخيره غني انقلاب خميني (ره) آيتالله هاشمي رفسنجاني تا بدان پايه است که هيچ مثل و مانندي براي آن نميتوان يافت. همچنان که در جملهاي عجيب و جالب که برخي از سياسيون را حتّي بعضا غافلگير کرد.
در آستانه انتخابات سال 76 مقام معظم رهبري فرمودند: «براي شخص من هيچکس هاشمي نميشود» و اين نشان اوج اعتماد و عواطف معظم له به جناب هاشمي بود که در زمان حيات حضرت امام (ره) هم جلوههاي روشني از اين تعلّق خاطر خاص آن پير سفر کرده به اين يار هميشگي و تواناي انقلاب و رهبري به فراواني در چشم ميآمد.
اميد است که اين انتخاب هوشمندانه در کنار اقدامات مدبرانه اين شيخ شجاع و سياستمدار و فقيه براي رسيدن به آرمانهاي فاخر امام راحل و شهداي سرافراز و منويات رهبري معظم انقلاب، موجب برکت باشد. انشاءالله